وقتی آقای سارتر اعصاب آدم را رنده می کند
سارتر یا سارِتر؟ نه یا ده سالم بود که از لابهلای کتابهای دکتر شریعتی اسم سارتر را خواندم، آنهم نه سارتر که آن را سارتِر خواندم. البته کتاب دیگری نبود،…
قطعهای است از حیاط و حیات فرهنگ
سارتر یا سارِتر؟ نه یا ده سالم بود که از لابهلای کتابهای دکتر شریعتی اسم سارتر را خواندم، آنهم نه سارتر که آن را سارتِر خواندم. البته کتاب دیگری نبود،…
دوستی دارم که آن قدیم ها وقتی جوانتر بودیم ، با هم فوتبال نگاه می کردیم و تخمه آفتابگردان می شکستیم. راستش خیلی وقت است بابت کلسترول، تخمه آفتابگردان نمی…
برای بنده و شما و البته همه نوع انسان و شاید سایر جانداران یک واقعه تکرار شونده ، تکرار می شود، «ماندن بر سر دوراهی انتخاب». این عمل را انجام…
از دهانه بازار که بیرون آمدم، دست راستم را به شانه چپ خود زدم و برگشتم سریع به عقب نگاه کردم ببینم واقعا خودم هستم! واقعا هنوز خون پاک آریایی…
یادداشتی برای نمایشنامه یخ سوخته نوشته حسین قره هادی مشهدی نمایشنامه «یخ سوخته» نوشته حسین قره در هزار نسخه به همت «نشر افراز» چاپ و منتشر شده است. زیر عنوان…
هفته نامه کرگدن روزنامه اعتماد راستش را بخواهید اصلا چیزیمان نبود. سرحال و قبراق بودیم؛ هم خودم، هم والده بچه ها. فشارخون بنده همیشه یازده روی هفت بود. عیال هم…
هفته نامه کرگدن روزنامه اعتمادروزی خدمت استادی جهت تلمذ و عرض ارادت و خاکساری دو زانو نشسته بودم چشم از دهانش برنمی داشتم که مبادا نغزی و مغزی بگوید که…
فرش و آیینهای شیعه چنان در تار و پود هم گره خوردهاند که برای پژوهشگر هیچ شکی نمیگذارد که یک خانه دل و سینه برای این هر دو سوخته و…