بایگانی دسته: نغمه

دوتار خراسان در سوگ عزیزانش / ذوالفقار عسگریان نیز درگذشت

ذوالفقار عسگریاندوتار سوگ نشین شده است ، فرزندانش را از دست می دهد و موسیقی خراسان یارانش دیگر به تعداد انگشتان یک دست هم نیست .ذوالفقار عسگریان که عصر یکشنبه چشم از جهان فروبست کوه از مقامهای موسیقی جنوب و شمال خراسان را با خود برد و کسی ندانست . پنجه های ذوالفقار عسگریان در اندک کارهایی که از او منتشر شده بی داد می کند . برای آنان که با موسیقی خراسان آشنا هستند او که هم نغمه ها و مقام های شمال را می شناخت و هم جنوب یک گنجینه بود که کسی او را ورق نزد و پیدایش نکرد . ایسنا خبر درگذشت او را این گونه روایت کرد: ذوالفقار عسگریان، دوتارنواز پیشکسوت خراسان، عصر امروز از دنیا رفت. همسر عسگریان با تأیید این خبر، به ایسنا گفت: این هنرمند پس از مدت‌ها دست‌وپنجه نرم کردن با بیماری، ساعت ۱۷ امروز (یکشنبه، ۱۶ آذرماه) درگذشت. ادامه‌ی خواندن

حسین علیزاده «باربد تار »بدون نشان شوالیه / کار سختی که حسین علیزاده کرد

alizadeh.jpg1خبرآنلاین حسین قره : حسین علیزاده در مرز سختی ایستاد ، مرزی که می خواست احترام ملت ایران به او، و احترام خودش به ملت ایران را حفظ کند. حافظ آبروی سرزمینش باشد بی آن که به لطف ملتی دیگر بی اعتنایی کرده باشد. این چنین بود که دست های ملت ایران را بهترین نشان دانست که برشانه اش نشسته اند و در دلش خانه کرده اند . « باربد» موسیقی ایران که در کلاه اندیشه اش هزار یک نغمه دارد می دانست که در این روزها تصمیمش بسیار تبعات خواهد داشت. چه برای آنان که این نشان را گرفته اند ، چه برای آن که خواهند گرفت . اما او مسئولیت خودش را داشت ، و در میان بزرگان یکی باید به کیایی و مهتری سرزمین خود که از من و تو و اوی گوشت و پوست خون دار و زنده که آثارش را مخاطب هستیم ، بسنده می کرد و افتخار . درمیان هیاهوهای امروز جهان علیزاده تصمیم گرفت به من و شما احترام بگذارد و پاس بدارد حرمت ما را که حرمت او را نگه داشته ایم . او حرمت گذاشت به همه نیکان سازشش که در همه مصائب تلخ تاریخ آن را زمین نگذاشتند تا آن شور و احساس و شادی و طرب تا غم نازک و خیال انگیز و ترس و یاس و اضطراب تاخت و تاز بیگانگان را به بیان نوا و ترنم و به دستان با کفایت او ( و اندکی از بزرگان هم شان او ) سپرده اند، و علیزاده با آن شور وشیدایی‌اش به کندوکاو پرداخت و آن چه همیشه با ما بوده است را به زبان سازش (سازهایش) تصویر کند . ادامه‌ی خواندن

مرثیه‌ای برای خنیاگر غمگین خراسان

پورعطاییخبرآنلاین حسین قره
پورعطایی یکی از آخرین بازمانده‌های خنیاگری خراسان چشم از جهان فرو بست و دستش از دوتارش کوتاه و به روایتی دست ملتی از استمرار سنتی چند هزار ساله خالی‌تر شد.
کسی سنت خنیاگری (پور عطایی از آخرین بازمانده‌های آن بود) که با راز و رمز در آموخته است و فقط الحان موسیقی نیست، بلکه سحر و شفا و خلسه و دیدار را در پی دارد، جدی نگرفت. کسی این مردمان، که خنیاگر به دنیا می‌آیند (نه این‌که با درس موسیقی موسیقی‌دان شوند*) یا ارث می‌برند یا در جوانی پیر راه و طریقت می‌شوند و از روز به دنیا آمدن در کنار مردمان‌شان پا به پا می‌آیند در شادی و جشن و پای‌کوبی و هلهله عروسی تا زادن کودک و درد و رنج و بیماری تا روز مرگ و غمگساری، همیشه با دوتار ایستاده‌اند و می‌نوازند را جدی نگرفت؛ چرا که در آوار دیوار بین فرهنگی مجذوبان تمدن نوپا و خود انگیخته، شیفته باخ و شوپن و موتزارت و بتهوون** شدند و گوش‌های‌شان برای نواهایی که قدمت هزار ساله دارند، بسته شد. حتی هنگام کشف ِدوباره، کسانی که از بقایای سنت، دنبال هویتی بودند به این موسیقی و خنیاگرانش لقب «موسیقی محلی یا نواحی» دادند. (انگار در محل و محله ایی یا ناحیه و نواحی از این خاک‌زاده می‌شود و‌‌ همان جا پایان می‌یابد هرچند این لقب را خنیاگرانی چون حاج قربان سلیمانی برنتافتند و آن را به «موسیقی مقامی» تغییر نام دادند اگرچه با زهم عمق آنچه از روح این به قول فارابی تنبور خراسان بیرون می‌آید در این لقب گم است). ادامه‌ی خواندن

پیرمرد با نی‌های خسته‌اش / گفتگو با شیرمحمد اسپندار

شیرمحمد اسپندارروزنامه ایران ندا سیجانی : بمپور زادگاه او در ۸۳ سال پیش است. منطقه‌ای که حال و هوای کویر را در چهره شیرمحمد اسپندار بخوبی نمایان می‌کند. موهای جوگندمی و خط‌های صورتش نشان از گذر زمان سختی دارد که بر او گذشته است. شیرمحمد صدای آشنای این سرزمین است. اشتیاق مصاحبه با مرد کهن دونلی نواز، سبب شد سرانجام در آخرین ساعات روزی که برای مراسم تجلیل به تهران آمده بود، در فرودگاه مهرآباد با او به گفت و گو بنشینم. زمانی که برای نخستین‌بار به چهره سیه‌چرده او نگاه کردم، چشمانش رازهایی را در خود نهفته داشت که تنها می‌توانستی با شنیدن صدای نی، پی به اسرار مرد کویر ببری. او ترجیح می‌دهد به جای حرف زدن دونلی بنوازد. شیرمحمد معتقد است با این ساز بهتر می‌تواند سخن بگوید. دستاری که به دور گردن خود می‌اندازد به گفته شیرمحمد صندلی‌اش محسوب می‌شود. او با «دونلی» صدای کویر را به گوش دنیا رساند. جسم نحیف وی از گذران زندگی سخت در جنوبی‌ترین نقطه ایران – سیستان و بلوچستان –  حکایت دارد. شیرمحمد اسپندار کارمند وزارت ارشاد است و امرار معاش او تنها با اندک حقوق بازنشستگی تأمین می‌شود. نابغه موسیقی بلوچستان امروز در خانه ساده و فقیرانه خود در بمپور زندگی می‌کند و شهردار بمپور تصمیم دارد این خانه را به موزه تبدیل کند. بیش از‌۶۰ سال است که هنر زیبا اما مشکل «دونلی» نوازی را در سینه محفوظ نگاه داشته و صاحب دکترای افتخاری موسیقی سنتی از کشور فرانسه و دیپلم افتخار نوازندگی در ایران است. شیرمحمد سال‌هاست با دستان پینه بسته‌اش از عمق تاریخ سرزمین‌اش سخن گفته است. اما امروز می‌گوید: «دونلی یعنی شیرمحمد»، سازی که ای کاش با شیر محمد  به پایان نرسد. ادامه‌ی خواندن

محمدرضا شجریان:کوشیدم سنت ریشه‌دار خنیاگری ایرانی را پاس بدارم

محمدرضا شجریاننشان شوالیه ( دومین نشان با اهمیت فرهنگی )کشور فرانسه با پاس یک عمر فعالیت هنری به محمد رضا شجریان اهدا شد.
محمد رضا شجریان در مراسمی که به این مناسبت در سفارت فرانسه با حضور فرهیختگان و هنرمندان در تهران برگزار شد پیامی را خواند که در زیر می خوانید:
“موسیقی ایرانی تنها یک سنت موسیقایی نیست، تنها یک فرهنگ غنی و ریشه دار و کهنسال نیست، بلکه در عین حال نموداری دقیق و روشن از یک تمدن دیرپا و ماندگار است که طی هزاران سال در دل این جغرافیای رنگارنگ شکل گرفته است و من در تمام طول زندگی ام و در بیش از نیم قرن حضورم در عرصه موسیقی ایرانی، همیشه و در همه حال کوشیده ام تا نه فقط پاسدار ارزش ها، اصول و شکوه و عظمت این سنت موسیقایی ، نه فقط مفسر این فرهنگ غنی بلکه پاسدار این تمدن باشم. ادامه‌ی خواندن

با درگذشت جلیل شهناز : قلب تار شکست

جلیل شهنازضایعه ای دیگر در مقام موسیقایی این سرزمین واقع شد . جلیل شهناز دست از تار شست و آنان که مشتاق تارنوازی او بودند قطعا دنیایشان تیره و تار شد . او یگانه و بی همتا بود، انگار کنید که تار ایرانی با دو قلب به هم پیوسته ، یکی را از دست داده است چرا که جلیل شهناز قلب تار و تار نوازی بود . بوسه استاد شجریان بردستان جلیل شهناز به نشان حق گذاری در مقامی بود که شهناز در موسیقی ایرانی داشته و دارد . او با خیل دوستداران و شاگردانش نخواهد مرد و صدای تار نوازیش در زمان جاری خواهد بود. ادامه‌ی خواندن

گفتگو با یک نوازنده ۸۱ ساله : بعد از مرگم جوانان نمی‌گذارند سازم روی زمین بماند

آلما‌جوقیآلماجوقی، دو تار نواز پیشکسوت شمال خراسان می گوید که نهادهای فرهنگی و هنری، موسیقی نواحی ایران را از یاد برده اند.
خبرآنلاین مهدی یاورمنش: چنان با سرعت و شدت زخمه می‌زد که به سختی می‌شد باور کرد این پنجه‌های جادویی و شور انگیز از آن یک نوازنده ۸۱ ساله است. روی صحنه، برای ساعتی با دوتارش یکی شد و آهنگ‌ها و آوا‌هایی کهن را که در طول تاریخ سینه به سینه نقل شده و به او رسیده‌اند، نواخت و خواند.
تالار ایران فرهنگستان هنر، عصر پنج شنبه ۱۷ اسفند شاهد هنرنمایی علی غلامرضایی آلماجوقی، استاد دو تار نوازی مکتب شمال خراسان و از معدود بخشی‌های باقی مانده این خطه از ایران بود.
در کنسرت این نوازنده پیشکسوت، او ابتدا مقام‌هایی چون نوایی، شاختایی، زاهد جعفرقلی و… را اجرا کرد ادامه‌ی خواندن

همایشی در نکوداشت عثمان خوافی، دوتار نواز خراسان برگزار می شود

نکوداشت عثمان خوافی، دوتار نواز خراسان برگزار می شود نکوداشت عثمان محمد پرست خوافی، استاد دوتار خراسان روز سه شنبه ۱۲ تیرماه با همکاری خانه موسیقی در تالار ایوان شمس برگزار می شود.
به گزارش سایت خانه موسیقی، نشست رسانه ای این همایش صبح امروز با حضور ابراهیم بای سلامی(رئیس همایش)، حمیدرضا عاطفی(معاون اجرایی خانه موسیقی)، داریوش ارجمند(دبیر همایش) و بهروز وجدانی(رئیس کانون پژوهشگران خانه موسیقی) برگزار شد و جزئیات برنامه مطرح گردید.
ابراهیم بای سلامی، رئیس این همایش در ابتدا با خوش آمد گویی به حضار گفت: موسیقی و شعر در خراسان ماهیت خاص خود را دارد و به همین دلیل عثمان خوافی هم دارای شخصیت و هویت منحصر بفردی است. عثمان محمد پرست ۸۵ سال سن دارد و ۷۰ سال به مردم خدمت فرهنگی کرده است. ادامه‌ی خواندن