سفر در سفرنامه / یادداشت نورالدین زرین‌کلک درباره سفرنامه توکلی صابری

۶۲۷نورالدین زرین کلک سفر برگذشتنی٭ شرح سفر دکتر توکلی صابری از سال ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۹ به مناسبت هزارمین سالگرد تولد ناصرخسرو و به دنبال کشف راز‌های اوست. توکلی صابری که دکتر داروساز است، سال‌ها به تدریس و تحقیق در دانشگاه‌های ایران، اروپا و امریکا مشغول بوده است. او در دهه شصت به امریکا رفت و زندگی در غربتش را آغازید اما هرگز دل از ایران و فرهنگ آن بر نکند چنان که با‌وجود وظیفه پژوهشی اداری خود در سیستم بی‌ترحم امریکایی و به رغم بیست هزار کیلومتر فاصله‌اش با وطن؛ عشق ناصرخسرو چنان وجودش را تسخیر کرد که راه دراز سفر ناصرخسرو قبادیانی را در پروازهای متعدد از آن سو به این سوی دنیا تکرار کرد و به رسم مرادش از خود یادگاری پایدار باقی گذاشت تا ضمن بازسازی آن سفر غریب بعد از هزار سال؛ فرزندان این خاک رسم تعهد به فرهنگ و وطن را بیاموزند. شاید توکلی نخستین کسی است در تاریخ ما که دست به چنین اقدام شجاعانه‌ای زده است یعنی مسیر سفری تاریخی و علمی را بعد از ۱۰ قرن تکرار کرده وکوشیده است آیینه‌ای در برابر تاریخ بگذارد تا ملتی سرزمین خود را بعد از هزار سال در آن باز نگرد. او در چندین سفر مقطع و مکرر، خود را از امریکا به ایران رسانده و بتدریج طی هفت سال، کشور به کشور و راه به‌راه از روستاها، شهرها و سرزمین هایی که ناصرخسرو گذر کرده – از مزارها، مساجد، کلیساها، کاخ‌ها، قلعه‌ها، دژها و زیارتگاه‌هایی که ناصرخسرو بازدید کرده – عکس و فیلم گرفته و گزارش خود را از این دیدارها نوشته است. ناصرخسرو نخستین کسی است در تاریخ اسلام که سفرنامه حج نوشته و این رسم نیکو را بنیان گذاشته است؛ چنان که در هزاره پس از وی مقلدان بسیاری چه از کشورهای اسلامی‌ و چه از اروپا، امریکا، آسیا و استرالیا به حج رفته و گزارش سفر خود را نوشته‌اند، اما ناصرخسرو نه تنها در این ابداع علمی/ جغرافیا شناسی پیشرو بوده است، بل سفرنامه او هنوز از هر نظر برجسته‌تر، عالمانه‌تر و مفیدتر از سایر سفرنامه‌ها است. مجموعاً سفر ناصرخسرو شش سال و هفت ماه و بیست و دو روز طول می‌کشد (که اتفاقاً و تقریباً برابر مدت سفر مریدش دکتر توکلی است) و با حساب مسیرهای فرعی شامل سه هزار فرسنگ – به تقریب هژده هزار کیلومتر- می‌شود. کتاب «سفرنامه» برآیند یادداشت‌های روزانه ناصرخسرو هنگام سفر اوست. وی هنگام سفر آنچه را می‌دیده و می‌شنیده است، همانند یک گزارشگر مدرن امروزی، بر دفتری می‌نوشته است و قصد عمده او ثبت وقایع و رویدادها و مشاهدات خود برای اهل علم و معرفت بوده است. شرح و تفسیر سفرنامه ناصرخسرو مقال و مجال بیش و دیگری می‌طلبد که امری جداگانه است و ما قصدمان گزارش سفر مرید امروزینش دکتر توکلی است. توکلی صابری پس از هزار سال از ناصرخسرو گزارشی از سفرش در این مسیر را می‌دهد و به قیاس نشان می‌دهد که جهان در این هزاره چه دگرگونی‌هایی پیدا کرده است و مردمان چگونه زندگی می‌کنند. از آنچه ناصرخسرو دیده چه چیزهایی بر جای مانده و چه چیزهایی نابود شده، یا چه چیزهای نوین دیگری به جای آنها آمده است. توکلی صابری به شرح مشکلات سفر خود می‌پردازد که به کل با مشکلات سفر ناصرخسرو متفاوت بوده است: «عصر من همه امکانات مادی و رفاهی پیشین را بسیار بهتر و بیشتر داشت و مسافرت سریع‌تر بود. اگر از زمان ناصرخسرو زنگوله شتران و آوای ساربانان سکوت صحرای حجاز را می‌شکست و فضولات چهارپایان ردپا و نشانه عبور کاروانیان بود، اکنون سر و صدای موتورهای جت و خودروهای مختلف و گازهای خفه‌کننده آنها و زباله حاصل از مصرف بیش از حد جای آنها را گرفته است. اگر زبان بین‌المللی در زمان او زبان عربی بود و حتی تا قرن‌ها بعد صحبت کردن به زبان‌های اروپایی در عربستان خطرناک بود، در زمان من حتی در سرزمین عربستان زبان انگلیسی زبان بین‌المللی شده بود و زبان مشترک مسلمانان بود. در ابتدای ورود به جده قرآن، کتاب دعا و مناسک حج به انگلیسی و زبان‌های دیگر، از جمله عربی به زائران داده می‌شد. علائم راهنمایی در جاده‌ها و دستورها در خانه خدا به انگلیسی هم بود. اگر در زمان او لباس و معماری و فرهنگ اسلامی ‌در سرزمین‌های مسیر او حاکم بود، اکنون همه فرهنگ های جهان تحت تأثیر فرهنگ غربی بود و بخش عظیمی‌از مسلمانان همانند غربیان لباس می‌پوشیدند، غذا می‌خوردند، زندگی و حتی فکر می‌کردند. نه تنها بیشترمساجد و مکان‌های عمومی‌مسلمان را غربیان می‌ساختند، بلکه معماری آنها متأثر از معماری غربی بود. اما عصر من فرق دیگری نیز با عصر آنها داشت. آمدن به حج آسانتر و ارزانتر شده و با آسایش بیشتری همراه بود و آن نیروی جسمانی و طاقت‌فرسا را نمی‌خواست. به همین جهت تعداد حاجیان از صدها نفر در زمان ناصرخسرو به میلیون‌ها رسیده بود. حج هم از این رو عمومی‌تر، دموکراتیک‌تر و مردمی‌تر شده بود. طیف‌های وسیعی از جمله مردان و کودکان و زنان، که بعضی نیز باردار بودند، به حج آمده بودند. اگر ناصرخسرو در عربستان از شیر شتر نوشیدن و سوسمار خوردن شکایت داشت و مجبور بود گرسنگی بکشد، خوشبختانه من چنین نگرانی نداشتم چون آب و غذا فراوان و ارزان بود و دور تا دور خانه خدا غذافروشی های امریکایی مانند هاردیز، پیتزا هات و برگرکینک وجود داشت. راه‌ها نیز بسیار هموار بود و خودروها مسافران را با سرعتی بسیار بیشتر از زمان‌های گذشته به مقصد می‌رساندند. حتی در عربستان اتوبوس‌های دارای تهویه زائران را از طریق بزرگراه‌ها از شهری به شهری دیگر منتقل می‌کرد. در منا و عرفات زائرین در چادرهای دارای تهویه به‌سر می‌بردند و در آنجا هم غذا و آب فراوان بود. اگر ناصرخسرو در سراسر سفر مجبور بود از شهری به شهری و در حمایت امیری یا شاهزاده‌ای سفر کند و از کمک مالی آنها برخوردار شود یا برای گذران زندگی مزدوری کند، من این مشکل را نداشتم. در همه این کشورها دلار را همه می‌شناختند و آن را می‌پذیرفتند، حتی در برابر مسجدالحرام هر زائری می‌توانست با تایپ شماره رمز حساب بانکی خود از ماشین اتوماتیک دلار دریافت کند». ٭ ٭ ٭ از چشم خواننده ایرانی که در این خاک زیسته است و مسائلش را می‌شناسد، سفرنامه دکتر توکلی در مسیر استان‌های داخلی نگاه دلسوخته و شرح منتقدانه‌ای‌ است بر بی‌خبری مردم از ارزش‌های انسانی خود مانند جانشان که در جاده‌ها از روی بی‌مبالاتی در رانندگی به مفت می‌بازند؛ همچنین بی‌اعتنایی به سرمایه‌های فرهنگی خود که حداقل اطلاع را از آن‌ها ندارند و نکته‌های ظریف دیگری که از شدت تکرار قابل دیدن نیستند. اما سوای ایران ، کتاب در سه بخش مکه، مصر و ترکمنستان اطلاعات و جذابیت‌های بدیع و انکارناپذیری دارند: ۱- مکه به خاطر نگاه جامع و جهان وطنی نویسنده که نمی‌تواند بی‌اعتنا به دین و فرهنگ اسلامی- ایرانی‌اش باشد و اسف و حسرت او از شماری از مردمی که به دنبال حق به آنجا رفته‌اند اما بصیرت دیدار آن را ندارند. ۲- مصر به خاطر دلسوزی راستین‌اش برای ملتی بزرگ که در ورطه فقر عمومی و فساد حاکمان دست و پا می‌زند؛ مردمی که روی گنج نشسته‌اند اما سیرت و صورت گدایان یافته‌اند. ۳- بالاخره ترکمنستان که ملتی را مقهور در پای رهبران موروثی می‌یابد که خود را در جای خدای ملت کم سوادشان گذاشته‌اند و نمایش‌های مضحکی از خود درآورده‌اند. در یک عبارت کتاب «سفر برگذشتنی»، سفرنامه‌ای در سفرنامه است که نه تنها شرحی مفصل بر سفرنامه ناصرخسرو است، بل سفرنامه حج خود نویسنده را نیز در بر دارد که خالی از نکته بینی‌های ظریف نویسنده نیست. افزون بر این، در این کتاب بخش‌های مبهم سفرنامه ناصرخسرو تا حد ممکن روشن شده، نویسنده پرتو تازه‌ای بر گوشه‌های تاریک سفرنامه ناصرخسرو می‌ اندازد که بدیع و خواندنی است بویژه برای کسانی که می‌خواهند ناصرخسرو را بهتر بشناسند یا سفر نامه ناصرخسرو را بهتر دریابند. همراه با متن کتاب عکس‌هایی نیز چاپ شده است که برخی از آنها برای نخستین بار منتشر می‌شوند. نثر سفر نامه برخلاف ناصر خسرو بسیار ساده و روان و همه کس فهم است؛ البته با این توضیح که در جای جای سفر وقتی نویسنده با موقعیت استثنایی روبه‌رو و دچار هیجان می‌شود (مانند مزار ابوسعید ابوالخیر) نثر او شورانگیز و شاعرانه می‌شود. نویسنده جسور و مصمم، در پایان این مسیر دراز و زیر آتش تیراندازی‌های طالبان سرانجام به دیدار مزار گم‌گشته و ازیاد رفته ناصرخسرو در یمگان – در کوهستان‌های بدخشان افغانستان – رفته است که آن نیز قصه پر غصه دیگری است و در سفرنامه مستقلی است. ٭  این عنوان از بیتی از ناصر خسرو بر گرفته شده است که در پایان سفر سروده است: «ما سفر بر گذشتنی گذرانیم تا سفر نا گذشتنی به درآید» روزنامه ایران

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *