ساز موسیقی کوک نیست

این روزها ساز موسیقی کوک نیست و انگار در سه گاه گیر افتاده است ، جز مویه ، خزان و مغلوب و… ردیف و گوشه ای ، گوشه دلش را نمی گیرد . خبر پشت خبر که اگر نی داوودی«کسایی »خاموش ماند ، زخمه های مجنون وار« سروراحمدی» هم نیست شد . یعنی رفت که رفت . و نه سنتی است پاسدار آن زخمه ها و نغمه ها نه مرده ریگی که خیالی داشته باشد برای حفظ  این خاطره ی بشری . کیست زخمه های درسینه مانده احمدی را به سینه نگه داشته ؟ (چون او که از پیشنیان داشت )به گمان هیچ ، درست چون وقتی که «حسین سمندری» از میان رفت و پیش تر از او «حاج قربان سلیمانی» . «کسایی» چطور؟ آیا به واقع دست از جهان شست و مسافر افلاک شد یا نه گنجینه ی سینه اش را شاگردی نبود ، رنج و مرارت کشیده و به دست آورد . هرچه هست در این روزگار ناقلان شیرین سخن اقوال و طوطیان شکرشکن الحان باغ موسیقی به نت سکوت ابدی گرفتار می شوند و کلاغان بی مرگ  این باغ رو به زردی غار غار بی امان خویش را به مردمان مفتون هیاهو به قیمت زرترین ِخنیاها می فروشند

.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *