بایگانی دسته: گفتگو

به مردم بدهکاریم

عباس جوانمردگفتگو روزنامه شرق با عباس جوانمرد
 هیچ کلامی روشن‌تر از بیان عباس جوانمرد در کتاب «غبار منیت پدرخوانده» نیست که می‌نویسد: «ما در دوران جوانی، وقتی که از روند تئاتری فرسوده، تقلیدی، درهم و ناهمگون آن دوره به ستوه آمده بودیم و با اشتیاق به دنبال راه چاره‌ای می‌گشتیم، همیشه با خود می‌گفتیم اگر فعالان تئاتری گذشته ما، یعنی شیفتگانی چون ظهیرالدینی، کرمانشاهی، نصر، رفیع حالتی، خیرخواه، گرمسیری، نوشین و… هریک نقطه‌نظرها و خواست‌های آرمانی خود را همراه با نتایج تجربی خود به رشته تحریر درآورده بودند، چقدر کار ما سهل و بارمان سبک‌تر می‌شد. لااقل اینک سکویی زیر پایمان بود که رویش بایستیم، دست‌کم آنها مسائل و بغرنجی‌های راه را یافته و نشان داده بودند».
نسلی که عباس جوانمرد متعلق به آن بود، رسالتش را به انجام رساند. به قول خودش آنها زندگیشان را کردند و امروز ما متأسفانه سکویی که آنها ساختند را از زیر پایمان کشیده‌ایم تا باز در این شرایط باید باور کنیم که شنیدن و تکرار شنیدن تجربیات نسلی که از آن به دوره طلایی یاد می‌کنیم، ضروری می‌نماید. گذشته‌ای که باید یک بار دیگر شنیده، خوانده و لاجرم بدیهی است که باید به تعمق اندیشه شود. ادامه‌ی خواندن

چرا از عبارت «آزادی بیان» فرار می‌کنیم؟!

رضاییانمجید رضاییان با تأکید بر اینکه وقتی آزادی بیان کاملا محقق شد، ‌می‌توانیم بگوییم اخلاق روزنامه‌نگاری چیست، می‌گوید زمانی که روزنامه‌نگاران ما، مانند قضات و دیپلمات‌ها مصونیت صد درصد پیدا کنند و زمانی هم که خطایی کردند‌، با هیأت منصفه خودشان و حقوقدانان وکلای منتخب در هیأت منصفه به تخلفشان رسیدگی شد، ‌اخلاق حرفه‌ای مطرح می‌شود.این مدرس روزنامه‌نگاری‌ در گفت‌وگو با  ایسنا با اشاره به شعار «آزادی مسئولانه» که در بیستمین نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاری‌ها مطرح شد‌، گفت: سیاست دولت حاضر این نیست که با آزادی بیان مشکل داشته باشد. حال اگر ما آزادی بیان را پذیرفتیم که باید هم بپذیریم، تعریف این آزادی کاملا روشن است‌. در سندهای بالادستی مثل قانون اساسی هم آمده است‌. بعد از پذیرش‌ آزادی بیان، اولین اقدامی که باید صورت بگیرد، این است که روزنامه‌نگاران مانند دو صنف قضات و دیپلمات‌ها مصونیت داشته باشند. رضاییان ادامه داد: وقتی آزادی بیان را پذیرفتیم‌، مصونیت روزنامه‌نگار را هم مثل مصونیت قضات و دیپلمات‌ها پذیرفتیم‌، بعد می‌توانیم بگوییم مسئولیت اجتماعی روزنامه‌نگار چیست. این مدرس دانشگاه سپس اظهار کرد: حتما باید در جامعه جا انداخت که رسانه‌ها به دنبال هرج و مرج نیستد‌، رسانه‌ها به دنبال آزادی بیان هستند و آزادی بیان باید تحقق پیدا کند،‌ مطالبات افکار عمومی باید از حاکمیت ستانده شود و فرقی نمی‌کند حاکمیت چه کسی باشد. در برابر، حاکمیت در چند زمینه می‌تواند آزادی بیان را محدود کند؛ امنیت ملی، منافع ملی و تمامیت ارضی‌. این‌ها در کنوانسیون‌های مطرح دنیا آمده است‌، در میثاق اخلاق حرفه‌ای روزنامه‌نگاران که در پاریس به تصویب رسیده نیز هست. ادامه‌ی خواندن

محمد چرمشیر : با بخشنامه نیامدیم که با بخشنامه برویم

چرمشیرروزنامه شرق :فرزانه ابراهیم‌زاده : از سر شانس بود یا تقدیر؟ هر کدامش بود؛ فرقی نمی‌کرد. مهم این بود که یکی از هنرجویان کلاس نمایش‌نویسی «محمد چرمشیر» باشم که تابستان۷۸ در تالار محراب برگزار می‌شد. آن‌روزها تازه از محیط آکادمیک دانشگاه فارغ‌التحصیل شده بودم و می‌خواستم بخت و اقبالم را در نوشتن امتحان کنم و آموختم کلمه، مهم‌ترین ابزار نویسنده است و باید در جهان کلمات نویسنده جاری شد. آموختم وقت نوشتن، کلماتم را وزن کنم، آموختم چطور می‌شود داستانی را پیش‌برد و به موضوع اشاره مستقیم نکرد، آموختم…. این آموخته‌ها بود که در همه این‌ سال‌ها برایم زندگی در کلمات شد و شاید همین‌هاست که حالا برایم نوشتن درباره محمد چرمشیر را سخت می‌کند؛ نمایشنامه‌نویسی که در پنجاه‌وچندسالگی، بیشتر از یک‌ربع‌قرن زندگی‌اش را فقط‌وفقط خوانده و نوشته و آموزش داده و دست به هیچ کار دیگری نزده است. تلاش‌هایی که همیشه با انتقادهای تندی از سوی بخشی از جامعه تئاتری همراه بوده است که نتوانستند پابه‌پای محمد چرمشیر حرکت کنند. اما در همه این سال‌ها سکوت‌ کرده و کمتر زبان حتی به پاسخ و گلایه باز کرده است. او همین روزهایی که برخی نویسندگان جوان هم به او و به معلمی‌اش انتقاد کردند جای دفاع از خود، تئاتری‌ها را به آرام‌کردن خانه‌‌شان فراخوانده است و خواسته تا در زمین بازی خودشان یا همان صحنه حرف‌هایشان را بزنند. برای گفت‌وگو با محمد چرمشیر بهانه زیاد بود اما این گفت‌وگو بدون بهانه وقتی هماهنگ شد که نمایش «کسی نیست همه داستان‌ها را به یاد آورد» به کارگردانی رضا حداد روی صحنه بود. وقتی گفت‌وگو منتشر می‌شود که این نمایش روی صحنه نیست اما محمد چرمشیر همچنان می‌نویسد. ادامه‌ی خواندن

پدیدارشناسی آگاهی ایرانی

داریوش شایگان روزنامه شرق سهند ستاری:«پنج اقلیم حضور» عنوان آخرین کتاب داریوش شایگان به زبان فارسی است که درباره خصلت شاعرانگی ایرانیان است. به بهانه انتشار این کتاب، همراه با محمدمنصور هاشمی در یک عصر پاییزی میهمان او بودیم. گفت‌وگوی ما در خانه داریوش شایگان برگزار شد؛ خانه‌ای مدرن، با وجوهی که به میهمان می‌فهماند این‌«جا» خانه‌ کسی است که با تمام اصالت و البته وجوه مدرن زندگی‌اش، هویت شرقی – از هند تا ایران – دغدغه اصلی اوست، نظیر آنچه در آثارش نیز مشهود است. شایگان آنچه در این کتاب آمده را صرفا حاصل نگاهی از بیرون عنوان می‌کند و تاکید دارد دعوی هیچ‌گونه ارزش‌ داوری را نداشته و تنها کوشیده شاعرانگی ایرانیان را آنطور که هست نشان دهد. او در این کتاب می‌کوشد از خلال بررسی «فردوسی، خیام، مولوی، سعدی و حافظ» ارتباط ایرانیان را با شاعرانشان پدیده‌ای به‌غایت استثنایی و یگانه نشان دهد. هرچند این پدیده را در عین حال مانع تفکر آزاد و جهش تفکر ابتکاری آنان می‌داند. شایگان در این کتاب با استفاده از اصطلاح «زمان حضور»، فردوسی را مظهر اوج حماسی می‌داند که در آن پهلوانان تراژدی‌های شاهنامه به انسان کامل بدل می‌شوند. خیام را مظهر تعارض در نبوغ ایرانی، مولانا را نمودی از تکامل سنت عرفانی، سعدی را نمونه اعلای «پایدیا»ی یونانی و نهایتا حافظ را تلاقی‌گاه ازل و ابد معرفی می‌کند. او که از آثار آغازین خود همواره دغدغه بازیابی هویت شرقی در برابر انسان غربی را داشته این‌بار به خصلت شاعرانگی ایرانیان می‌پردازد که به باور او نظیری در غرب ندارد. او با تاکید بر اینکه ما همچنان در زمان شاعرانمان زندگی‌ می‌کنیم و هنوز نتوانسته‌ایم از زمان آنها خارج شویم، ایرانیان را معاصر شاعرانشان می‌داند، یعنی عکس آنچه به قول او در غرب اتفاق افتاده است. از این‌رو، ارتباط ایرانیان با شاعران‌ و ادبیات کلاسیکشان را با فرم «عبادی» و مواجهه غربی‌ها با ادبیات و تاریخشان را برخوردی تحقیقاتی و انتقادی معرفی می‌کند. شایگان معتقد است به دلیل همدلی و همجواری فکری ایرانیان با این شاعران و همچنین به علت پاسخ‌هایی که آنها برای تمام پرسش‌های ما دارند، حضور شاعران بزرگ در عین حال که گنجینه فکری و خاطره قومی ایرانیان است، امکان طرح مساله جدید را نیز مسدود کرده. از این منظر، ایرانیان را تا حدی اسطوره‌زده یا افسون‌زده‌ می‌داند. به باور او این ایده‌ها ضمن اینکه زیبا هستند، در عین حال به ذهن ایرانی اجازه نمی‌دهند از گردونه آنها خارج شوند. در آخر تاکید دارد «فراموش نکنید این کتاب به هیچ پرسشی پاسخ نمی‌دهد بلکه تنهاوتنها توصیفی از یک مواجهه است و البته طرح یک مساله».
ادامه‌ی خواندن

پیرمرد با نی‌های خسته‌اش / گفتگو با شیرمحمد اسپندار

شیرمحمد اسپندارروزنامه ایران ندا سیجانی : بمپور زادگاه او در ۸۳ سال پیش است. منطقه‌ای که حال و هوای کویر را در چهره شیرمحمد اسپندار بخوبی نمایان می‌کند. موهای جوگندمی و خط‌های صورتش نشان از گذر زمان سختی دارد که بر او گذشته است. شیرمحمد صدای آشنای این سرزمین است. اشتیاق مصاحبه با مرد کهن دونلی نواز، سبب شد سرانجام در آخرین ساعات روزی که برای مراسم تجلیل به تهران آمده بود، در فرودگاه مهرآباد با او به گفت و گو بنشینم. زمانی که برای نخستین‌بار به چهره سیه‌چرده او نگاه کردم، چشمانش رازهایی را در خود نهفته داشت که تنها می‌توانستی با شنیدن صدای نی، پی به اسرار مرد کویر ببری. او ترجیح می‌دهد به جای حرف زدن دونلی بنوازد. شیرمحمد معتقد است با این ساز بهتر می‌تواند سخن بگوید. دستاری که به دور گردن خود می‌اندازد به گفته شیرمحمد صندلی‌اش محسوب می‌شود. او با «دونلی» صدای کویر را به گوش دنیا رساند. جسم نحیف وی از گذران زندگی سخت در جنوبی‌ترین نقطه ایران – سیستان و بلوچستان –  حکایت دارد. شیرمحمد اسپندار کارمند وزارت ارشاد است و امرار معاش او تنها با اندک حقوق بازنشستگی تأمین می‌شود. نابغه موسیقی بلوچستان امروز در خانه ساده و فقیرانه خود در بمپور زندگی می‌کند و شهردار بمپور تصمیم دارد این خانه را به موزه تبدیل کند. بیش از‌۶۰ سال است که هنر زیبا اما مشکل «دونلی» نوازی را در سینه محفوظ نگاه داشته و صاحب دکترای افتخاری موسیقی سنتی از کشور فرانسه و دیپلم افتخار نوازندگی در ایران است. شیرمحمد سال‌هاست با دستان پینه بسته‌اش از عمق تاریخ سرزمین‌اش سخن گفته است. اما امروز می‌گوید: «دونلی یعنی شیرمحمد»، سازی که ای کاش با شیر محمد  به پایان نرسد. ادامه‌ی خواندن

دکتر خاکی : نمایشنامه نویسی در کوچه بن‌بست

دکتر خاکی روزنامه شرق :تازه ترین ترجمه های محمدرضا خاکی، دو نمایشنامه و یک کتاب در حوزه تئوری تئاتر را دربرمی گیرد که البته یکی از آنها مجموعه ای از نمایشنامه های کوتاه در قالب یک کتاب است. خاکی که مدیر گروه رشته بازیگری و تئاتر دانشکده هنر دانشگاه تربیت مدرس است، در سال های اخیر گرایش بیشتری به ترجمه نمایشنامه و کتاب های حوزه تئاتر پیدا کرده و رد تجربه های آکادمیک او در انتخاب هایش برای ترجمه دیده می شود. <<یک کمی خوشی>> (نشر مانوش) نوشته فلیکس لوکلرک عنوان مجموعه ای از ۱۲نمایشنامه کوتاه است که اگرچه شامل قطعات نمایشی مستقلی است، اما ویژگی هایی مشترک از جمله طنز و سادگی روایت آنها را در پیوند با هم قرار داده است. ادامه‌ی خواندن

گفتمان با داریوش آشوری درباره‌یِ گفتمان

داریوش آشوری [این گفت-و-گویِ اینترنتی در مجله‌یِ نگاهِ نو، تهران، شماره‌یِ ٩۶ ، زمستانِ ١٣٩١، نشر شده است.]
آقای آشوری، اگر تیتر مصاحبه‌ای با شما “گفتمان با داریوش آشوری” باشد، چه واکنشی نشان می‌دهید؟ فکر می‌کنید چقدر شیک و مدرن است، و یا از به کار بردن لغت “گفتمان” به جای مصاحبه یا گفت‌-و-گو خنده‌تان می‌گیرد؟
داریوش آشوری: دوستِ ارجمند، عمرِ دراز در جوارِ همه بدی‌های‌اش، به قولِ برخی از عوام،  دستِ کم یک «حُسنِ خوبی» هم دارد. و آن این که، به‌تجربه می‌دانید که ناسنجیده حرف زدن و نابه‌جا به کار بردنِ واژه‌ها، به‌ویژه در خاورِ میانه، امری عادی ست و در برابرِ آن نباید یکّه خورد. ادامه‌ی خواندن

گفتگو با یک نوازنده ۸۱ ساله : بعد از مرگم جوانان نمی‌گذارند سازم روی زمین بماند

آلما‌جوقیآلماجوقی، دو تار نواز پیشکسوت شمال خراسان می گوید که نهادهای فرهنگی و هنری، موسیقی نواحی ایران را از یاد برده اند.
خبرآنلاین مهدی یاورمنش: چنان با سرعت و شدت زخمه می‌زد که به سختی می‌شد باور کرد این پنجه‌های جادویی و شور انگیز از آن یک نوازنده ۸۱ ساله است. روی صحنه، برای ساعتی با دوتارش یکی شد و آهنگ‌ها و آوا‌هایی کهن را که در طول تاریخ سینه به سینه نقل شده و به او رسیده‌اند، نواخت و خواند.
تالار ایران فرهنگستان هنر، عصر پنج شنبه ۱۷ اسفند شاهد هنرنمایی علی غلامرضایی آلماجوقی، استاد دو تار نوازی مکتب شمال خراسان و از معدود بخشی‌های باقی مانده این خطه از ایران بود.
در کنسرت این نوازنده پیشکسوت، او ابتدا مقام‌هایی چون نوایی، شاختایی، زاهد جعفرقلی و… را اجرا کرد ادامه‌ی خواندن

محمود سریع القلم :خوشبختی را با راحتی اشتباه گرفته‌ایم

“محمود سریع‌القلم” استاد دانشگاه شهید بهشتی در گفتگوی مشروح به بررسی سبک زندگی معطوف به توسعه یافتگی پرداخت و سبک کنونی زندگی ایرانی را نقادی و راهکارهای پیشنهادی خود برای اصلاح آن را مطرح ساخت.
دغدغه پیشرفت و توسعه یافتگی در آثار و آرای دکتر محمود سریع القلم برجسته است. اگر مخاطب آشنایی با سیر فکری این استاد علوم سیاسی و روابط بین‌الملل دانشگاه شهید بهشتی تهران داشته باشد درمی‌یابد که دغدغه سریع القلم توسعه یافتگی و طرح اصول ثابت آن با مطالعات مقایسه‌ای است. کتابهای “عقلانیت و توسعه یافتگی ایران”، “فرهنگ سیاسی ایران” و “اقتدارگرایی ایرانی در عهد قاجار” از جمله آثار وی در واقع این سیر را مورد بررسی قرار می‌دهند. در حال حاضر، کتاب “عقلانیت و توسعه یافتگی ایران” به چاپ نهم و کتاب “اقتدارگرایی ایرانی در عهد قاجار” به چاپ پنجم رسیده است. ادامه‌ی خواندن