بایگانی ماهیانه: شهریور ۱۳۹۵

این مرد عجیب

بورخسجمع کوچکی از رفقا که در تاتر با هم آشنا شده بودیم گروهی داشتیم به نام «کارگاه نمایش میم»، هر کتابی از حوزه ادبیات و فلسفه به دست می آمد ، می خوانیدم. دو دوست بودند چند سالی از ما بزرگتر و اغلب کتاب ها را از آنها می گرفتیم و می خواندیم . هادی معمار تهرانی که رفت ، منبع کتابمان شد همان افشین قربانیان . قرار بود بورخس بخوانیم ، راستش من آن زمان او را با جویس اشتباه گرفته بودم و فکر می کردم این اوست و او این است . وقتی حامد یعقوبی عزیز گفت : «حسین درباره بورخس و هزار توی آن خطی بنویس. » ناخواسته رفتم و «اولین » جمیز جویس را برداشتم تا اسم شخصیت ها یادم بیاید. باز یادم آمد مثل همان روز شد که با رفقا قرار بود درباره بورخس حرف بزنیم من درباره جویس حرف زدم. شاید بهانه خوبی باشد که از همین جا شروع کنم به آن تحلیلی که به ذهنم می رسد درباره «هزار تو»ی بورخس . یعنی مساله دیگری که در آثار بورخس شاخص است . ادامه‌ی خواندن

نازک کاری روی عقاید یک دلقک

 هاینریش بل سال ۷۲ نمایشنامه ای نوشتم به اسم «دلقک» سال بعدش آن را با شهرام ضرابی دوستم تمرین کردیم و با آن که سه نفر از ۴ نفر شورای بازبینی تاتر خراسان یعنی استاد رضا صابری ، دکتر لطفی ، دکتر عظیمی، آن را تایید کردند اما نفر چهارم که من را خیلی دوست داشت پایش را کرد توی یک کفش و اصرار که نباید این نمایش اجرا شود. نمایش تک نفره و اسم شخصیت « مد» بود. برای نوشتن این نمایشنامه روی دلقک ها تحقیق کردم و شاید باورتان نشود که ترجمه چند پایانامه لیسانس یا چیزی معادل این در دانشگاه مسکو پیدا کردم که دلقک ها برای انتخاب دماغ و رنگ جوراب و چه دلایل جدی ای دارند. حالا با این پیش فرض باید حدس بزنید وقتی سال ها بعد در ویترین یکی از کتابفروشی های انقلاب جلد کتابی را دیدم که نوشته بود «عقاید یک دلقک» نوشته «هاینریش بل» چقدر خوشحال شدم چون فکر کردم اصل جنس را یافتم. بگذریم، حقیقتش این است که هر وقت به دلقک هاینریش بل فکر می کنم یاد اصطلاحی در معماری می افتم یعنی «نازک کاری» . ادامه‌ی خواندن