خانه سینما با ناخدای توحیدی

بازگشایی خانه سینما خانه سینما در روز حذف شده سینما از تقویم ، بازگشایی شد با اماها و اگرها . همه برای وزیر محترم و رییس سازمان سینمایی یا همان معاونت سینمایی دست و سوت زدند ، بعضی بیرون در باز شده خانه‌ سینمای خیابان سمنان  خوشحالی کردند ، بعضی علامت ( v ) لاتین را به نشانه پیروزی بالا بردند ، خیلی از هنرمندان به هم تبریک گفتند و … اما شاید کسی به نشانه احترام کلاه از سر برنداشت و برای احترام پیش پایشان برنخواست . برای هیئت مدیره خانه سینما و برای فرهاد توحیدی . (البته به قدر کفایت و به اندازه منظور است) برای کسانی که در طوفان و تندبادی که قصد کرد بود بن و بنیاد خانه سینما را از جا بکند، ایستادند . نه مثل بسیاری از ما ایرانیان احساسی شدند و نخواستند قهرمان باشند . تنها خواستند آن چه وظیفه‌شان است انجام دهند و آن حفظ خانه سینما بود تا نشستن طوفان . آنها می توانستند قهرمان باشند  بر سر یک اشتباه یک لحظه هیجان و کف وسوت و هورا همه چیز را بدهند تا برود . اما آنها تدبیر کردند و از طعنه دوستان شاید و از هجمه طرف مقابل نرنجیدند و نترسیدند. نه با ساز آن طوفان هم ساز شدند و به رقصی که می‌خواست در آمدند و نه میدان را باختند ، که هر دو صورت پیروزی بود که در دفتر جریان مقابل نوشته می شد .  کم بازی نکردند آن باد افکنان ، کم به بازی نگرفتند آنان که امروز ردی ازشان نیست و زمانی خود را مالک همه چیز می‌دانستند و حتی اصرار داشتند که بمانند . یادمان نرود ، شمقدری برای آن که خانه سینما را از ریشه در آورد کاری نبود که نکرد . از جملات اوست که گفت : حذف خانه سینما خواست نظام است . از نوشته های اوست  ( بعد از صحبت‌های اصغر فرهادی در جشن خانه سینما ) نامه ای به امام زمان عج که وای و فغان از آن چه در جشن خانه سینما گذشت . ( بماند از بازی عجیب این جماعت که برای کشاند حرف خود به کرسی از هیچ فروگذار نکردند و پاک‌ترین و عمیق‌ترین احساسات مردم را به بازی گرفتند . ) البته فرهادی فیلمش را ساخت اما خانه سینما به عقوبت گرفتار شد . آنان که طوفان راه انداخته بودند به کم راضی نبودند ، همه چیز را می‌خواستند ،‌ و با هر حربه ای می‌خواستند که خانه سینماگران با خاک یکسان شود . شاهدم برای این که آن جماعت حرفهایشان فقط حربه بود ماجرای بازگشایی کذایی است و آن روزهایی که دیدیم . به چشم دیدیم که همه جریانشان دلی در گرو آرمان‌ها ندارند و اگر جایی هست که « نظام نظر به حذفش دارد » چگونه نزدیک انتخابات ریاست جمهوری ،‌رییس جمهور وقت پا در یک کفش می‌کند تا آنجا را از بندهای که معاونت وزارت خانه‌اش بسته و ایجاد کرد ، آزاد کند .
این اتفاقات کم نبودند . اندک نبودند . شاید اگر کمی احساس و هیجان به این ماجرا دم می‌داد ، خانه سینما را نه دولت یازدهم ، نه آقایان جنتی و ایوبی نه حتی شخص رییس جمهور هم نمی‌توانست بازگشایی کند . در تاریخ و حافظه ما بسیاری از صنوف هستند که با احساسی کردن فضا توسط اعضایشان به محاق تعلیق رفتند و دیگر بازنگشتند . فرهاد توحیدی و هیئت رئیسه خانه سینما با راه رفتن در خط باریک باقی مانده از قانون ، بدون ترس از ارعاب و تهدید و تحدید دولتیان ،‌ایستادند و ماندند و مقاومت کردند تا باری دیگر در شرایطی که خود خواستند و طراحی‌اش کرده بودند کلید خانه یشان را از کسانی که مالک آن نبودند، پس بگیرند وگرفتند . اعتدال در رفتار و گفتار و التجاء بردن به قانون کاری بود که از توان شخصی فرهاد توحیدی برمی آمد . در گوشه کنار شایعاتی بود و حرف‌هایی و حدیث‌های که این هیئت مدیره چنین و چنان اما ناخدا در آن روزهای بلاخیز کشتی را امن و ایمن به ساحل امروز رساند . جا دارد به احترامشان تمام قد بایستیم و کلاه از سر برداریم .

حسین قره

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *