تعزیه تراژدی نیست

تعزیه هفته نامه کرگدن روزنامه اعتماد

حسین قره: آنچه به مناسبت این روزها با اندک سواد خود در چند سطر پیش رو بسط می دهم ، اختلاف دو نوع تلقی است که از دو جهان متفاوت سرچشمه می گیرد. به گمانم بسیاری به اشتباه در حوزه نمایش، تراژدی و تعزیه را در یک قاب و قالب می گیرند و می گویند تراژدی ایرانی تعزیه است و تعزیه همان تراژدی است . حتی کارهای تلفیقی که این سالها باب شده است ، دست به ترکیب این دو نمایش می زند ، مثلا آنتیگونه را به سیاق تعزیه اجرا می کنند و مجلس شبیه حضرت مسلم را به سیاق اپراهای قرن هفدهمی. حالا اگر بگذریم از اینکه آیا می شود هر چیزی را با هرچیزی تلفیق کرد و چرا در هنر ما این همه ، همه چیز بی در و پیکر به هم می چسبند،مساله این است که در هنر مدرن و پسامدرن غربی منطق خودایستا در اثر مستتر است و نمی شود بی در و پیکر بدون ساختار و مفهوم کار کرد . چون در حوزه نمایش حرف می زنم از بزرگ قرن ۲۰ نام می برم ، پیتر بروک کارگردان شهیر وقتی مهابهاراته را براساس متون مقدس هندی خواست به صحنه بیاورد ، نویسنده اش ژان کلود کاریر هفت سال روی متون کار کرد، اصلا سانسکریت را یاد گرفت . برای منطق الطیر شیخ عطار هم همین زحمت را کشیدند تا نمایش کنفرانس پرندگان را اجرا کردند. منظورم این است که نمی شود هر ایده احتمالا خلاقه ای که به ذهن متبادر شد ، بدون مطالعه و تعمق تبدیل به اثر هنری و نمایشی کرد.
اختلاف و افتراق فرم و ظاهر تراژدی و تعزیه جای بحث نیست و تعریف قراردادهایی مثل لباس و موسیقی و اجرای صحنه و… . بحث سر بنیان های افتراق و اختلاف است . تراژدی یونانی در همان ۲۵۰۰ سال پیش شکل نهایی خود را پیدا کرد و تعزیه به اعتبار تحقیقات بعد از آل بویه در ایران و محصول تغییر شکل چند هنر نمایشی ایرانی که از قبل از اسلام باقی مانده بودند تکامل یافت . مثلا گوسان هایی که روایت تک نفره داشتند یا نقالان شاهنامه خوان و …. اختلافی تاریخی در شکل گیری هر دو گونه نمایشی وجود دارد ، البته با تشابهاتی که مثلا تراژدی ها هم با تک گویی آغاز شد و همسرایان به آن اضافه شدند و ادامه ماجرا.
نکته دومی که شاید کمتر به آن دقت شده است ، تراژدی از آغاز تا اوج خود یعنی دوره الیزابت بریتانیا و ظهور شکسپیر محصول شاعران و متفکران است . اما تعزیه محصول فرهنگ عامه و مردم کوچه و بازار است . شما در تاریخ شعر ما – چون به اعتبار حرف ارسطو تراژدی شعر غنایی است- یک شاعر بنام ،دست به نوشتن نسخه تعزیه نزده است . این هنر از آن مردم است زبان مردم است و مردم در قرن ها پای تعزیه ماندند و سیر تاریخی خودش آن قدر قدرت اجتماعی پیدا کرد که در دوره قاجار، اشراف و دربار در رقابت برای محبوبیت تعزیه را در خانه های خود یا تکیه هایی که می ساختند برپا می کردند. حالا آن که تراژدی هنر اشراف بود هنر نخبگان بود. پادشاهان پشت نویسندگان بودند. تماشاخانه ها را دولت ها از دوره یونان باستان تا قبل از هنر مدرن هزینه ساختش را می دادند ، ولی تکایای تعزیه را مردم برپا می کردند. در تماشاخانه های غربی جایگاه جلوس شاه یا اشراف مشخص بود که روی بالکن ها است اما در تکایا جای و جایگاهی برای کسی مشخص نیست و همه در یک سطح به دیدن تعزیه مشغول هستند . وقتی هم تعزیه از اجرای میدانی به ساختمان تکیه روی می آورد ، زنان در طبقه دوم و از بالا به دیدن تعزیه می نشینند که البته دلایل خارج از دنیا هنر داشته و از اعتقادات دینی می آید. این را هم بگویم که در غرب، کمدی هنر مردم بود. این که هنری خاستگاه و جای تبلور و به وجود آمدنش بین کدام طبقه باشد ، جای بحث است ، تعزیه هنر مردم – فارغ از بنیان های اسطوره ای اجرای تعزیه عرض می کنم – رو به طبقه اشراف و حاکمیت جائر و ظالم ، ولی تراژدی فخر اندیشناکی اشراف و طبقه حاکم به عامه مردم است.
نکته بعدی این است که تعزیه محصول بخشی از جغرافیای ایرانی است که فرهنگ شیعی در آن حاکم بوده پس محصول اقلیم مرکز ایران فرهنگی است. تراژدی متعلق به فرهنگ اروپایی است، یعنی یونانی ها آن را ایجاد می کنند و روایت تقدیر و گفتگو با سرنوست را در آن جا می گذارند، رومی ها خشونت خونباری را به آن اضافه می کنند. کلیسای قرون وسطا مسیحیت را به تراژدی هدیه می کند، آلمانی ها فکر فلسفی و فرانسوی و بریتانیایی ها شکاکیت را به تراژدی می دهند. تراژدی محصول چند فرهنگی است اما تعزیه محصول تک فرهنگی است. به این خاطر تراژدی، قصه های متعدد دارد ، اما تعزیه یک قصه محوری دارد. منظورم از قصه محوری یعنی یک تک صدایی در تعزیه وجود دارد، قصه براساس خیر و شر بنا شده  ، اولیای خدا که نشانه بارز آن حسین بن علی ( ع) است، عاشق خدا و مظهر خیر است . با تقدیر الهی سرجنگ ندارد ، با نیروهای شر در نبرد است . اما در تراژدی پرسش اول، مشروعیت خدایان از جمله زئوس است . زئوس اهل خیر رساندن به انسان نیست – پرومته را به یاد بیاورید –  بسیاری از رفتارها زئوس مظهر شرارت است. خب قابل قیاس نیست این نگاه با نگاهی که تعزیه را شکل داده که خدا خیر مطلق است و نماینده آن حتی برای دشمنانش که نیروهای شر هستند خیر می خواهد.
در این دو ماه پیش رو طبق اتفاق این سالها نمایش هایی به صحنه می روند که بی ربط و بدون اندیشه همه چیز را با هم ممزوج می کنند. بعضی از آنها کاسب کاران فرهنگی هستند که طمع دارند و بعضی از سر خلوص کار می کنند. اما هر دو به پیکره و جان مایه ی وقایع لطمه می زنند. حسین بن علی با تراژدی روایت نمی شود ، ظرفی قدسی همچون تعزیه می خواهد. این را هم تاکید کنم که ارزش داوری در کار نیست که تعزیه بهتر است یا تراژدی بلکه ریخت شناسی و چگونگی ارایه روایت باید دقیق انتخاب شود.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *